درسی که امروز فرا گرفتم!
امروز توفیقی شد در جلسه سخنرانی استاد گرانقدر پروفسور بهمنی اسکویی (اقتصاددان برجسته ایرانی ساکن آمریکا) در دانشکده اقتصاد حضور داشته باشم. انگیزه ام برای حضور در این جلسه مضاعف بود. به دلیل اینکه در مطالعاتم برای پایان نامه کارشناسی ارشد چند مقاله خوب و آموزنده از دکتر مطالعه کرده بودم و به همین دلیل آشنایی قبلی وجود داشت. یکی از این مقالاتی که مطالعه کرده بودم یک مقاله مروری از ایشان در یک ژورنال معتبر بود که در شکل گیری ایده برای پایان نامه کارشناسی ارشدم کمک خوبی بود. از اصل مطلب دور نشویم هفت هشت دقیقه ای به ده مونده بود که خودم رو سالن سخنرانی رسوندم. پس از حدود یک ربع انتظار استاد با همراهی اساتید دیگر وارد سالن شدند بعد از صحبتهای مقدماتی تریبون در اختیار استاد قرار گرفت. عنوان سخنرانی را نرخ دلار-ریال و تقاضای پول در ایران انتخاب کرده بودند. همون چیزایی که تخصص اصلی استاد نیز محسوب می شوند. همون اول کار لیستی از متغیرهایی که تحت تأثیر نرخ ارز قرار می گیرند رو ارائه کردند که به قول خودشون زمینه متنوعی برای کارهای مطالعاتی بودند. ادامه کار ارائه پیش زمینه ای از کارهای قبلی شان در مورد اقتصاد ایران بود و بعد هم ایده جدیدشان در مورد ارتباط نوسانات نرخ ارز و تقاضای پول در ایران بر مبنای تئوری مقداری پول را ارئه کردند. گام آخر نیز ارائه و تحلیل نتایج حاصل بود که یکی از نتایج همین بود که نوسانات نرخ ارز اثر نامتقارنی بر تقاضای پول در ایران دارد. به عبارت دیگر اثر افزایش و کاهش نرخ ارز بر تقاضای پول متفاوت است. چیزی که دور از انتظار هم نبود. تأکید هم روی این بود که معاملات سفته بازی ارز (دلار) اثر عمده ای در اثر نامتقارن آن بر تقاضای پول دارد. اما غیر از این مطالبی که در جلسه برایم مرور شد، تجربه دیگری اخذ کردم که به نظرم مهمتر بود چیزی که قبلا بهش اعتقاد داشتم. آن هم اینکه همیشه ضرورتی نداره برای ارائه یک سیاست خوب و کاربردی در اقتصاد حتما یک مدل اقتصادسنجی پیچیده و آنچنانی استفاده شود. بلکه می توان با یک ابزار ساده تر به نتایج خوب و مفیدی نیز رسید. البته این سخن به این معنی نیست که خودمان را از الگوهای پیشرفته اقتصادسنجی بی نیاز بدانیم بلکه منظور این است که همیشه الگوهای پیچیده تر به نتایج مفیدتر ختم نخواهند شد.